مجتبى ملكى اصفهانى
79
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
نسبت مىدهد . هركدام از دو مسلك فلسفى فوق براى تأييد نظريه خود و رد نظريه مخالف ، ادلهاى اقامه كردهاند كه اين مختصر جاى طرح آنها نيست ، ولى تقريبا از زمان صدر المتألهين به بعد ، قول به اصالت ماهيت در فلسفه اسلامى به بوته فراموشى سپرده شد . علاقمندان به مطالعه و آگاهى بيشتر مىتوانند به « نهاية الحكمة » از علّامه طباطبايى قدّس سرّه و « حكمة الاشراق » از شيخ اشراق مراجعه نمايند . جايگاه اين بحث در اصول : برخى در بحث اجتماع امر و نهى توهم كردهاند كه مسئله مبتنى بر قول به اصالت وجود يا اصالت ماهيت است ، يعنى اگر كسى قائل به اصالت وجود شود به ناچار بايد قول به امتناع اجتماع امر و نهى را اختيار كند زيرا اگر در خارج يك چيز هست و آنهم وجود ، بنابراين متعلق امر و نهى همان وجود واحد خواهد بود و اين محال است . ولى اگر كسى قائل به اصالت ماهيت شود مانعى ندارد كه ملتزم به جواز اجتماع امر و نهى شود زيرا در اين فرض متعلق امر و نهى ماهيت است كه اصيل است و چون مثلا ماهيت نماز غير از ماهيت غصب است ، پس مانعى از قول به جواز نيست . « 1 »
--> مىكنند و فلسفه خود را برگرفته از فلسفه ارسطو مىدانند . در صدر فلاسفه مشائى اسلامى شيخ الرئيس ابو على سينا قرار دارد . ( 1 ) المحاضرات ج 4 ، ص 198 . ايشان بعد از ذكر اين مطلب به بيان باطل بودن آن پرداختهاند .